جامعه

چرا از سلامتی و تغذیه می‌نویسیم؟

تغذیه به عنوان یکی از ارکان مهم فرهنگی هر قوم و ملتی به کار می رود به گونه ای که آمریکا در طول 50 سال گذشته سعی کرده در راستای هضم همه خرده فرهنگهای ملل و تحمیل فرهنگ خود بر سایر اقوام، اقدام به برپایی رستوران های زنجیره ای آمریکایی در سراسر جهان نموده است. حال به عنوان یکی از جبهه های مقابله با سبک زندگی غربی، وظیفه ما است تا در این باره هر چه در توان داریم بگوییم و بنویسیم.

زهره کریمی- تغذیه به عنوان یکی از ارکان مهم فرهنگی هر قوم و ملتی به کار می رود به گونه ای که آمریکا در طول 50 سال گذشته سعی کرده در راستای هضم همه خرده فرهنگهای ملل و تحمیل فرهنگ خود بر سایر اقوام، اقدام به برپایی رستوران های زنجیره ای آمریکایی در سراسر جهان نموده است. حال به عنوان یکی از جبهه های مقابله با سبک زندگی غربی، وظیفه ما است تا در این باره هر چه در توان داریم بگوییم و بنویسیم.

رشـد، طـول عـمـر، تـنـدرسـتی، آرامش اعصاب و روان، خلق و خوی و رفتار، توانمندی و قدرت، تکثیر نسل و تولید مثل و… همه به نوعی وامدار تغذیه سالم هستند. از این رو قریب به دویست و پنجاه آیه قرآنی و دهها روایت معصومین (علیهم السلام) در مورد غذا و تغذیه وارد شده است. همچنین نام گذاری پنجمین سوره قرآن به مائده (سفره غذایی)، از صفات خـداوند، رزاق و معطم بودن، سوگند خداوند به غذا (والتین والزیتون)، درخواست مائده آسـمـانـی تـوسـط حـضـرت عیسی و درخواست غذا توسط حضرت موسی (ع) هر کدام مهر تاییدی بر اهمیت غذا و تغذیه میباشند.

هـمـچـنین خداوند براهل مکه به دو چیز منت مینهد: «غذا» و «امنیت» «الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوفِ»‌‌ همان کس که آنها را از گرسنگی نجات داد و از ترس و ناامنی ایمن ساخت.

امـام رضـا (ع) فـرمـود: «فـانَّ صلاح البدن وَ قوِامَه یَکونُ بِالطَّعامِ والشَّرابِ و فَسادَهُ یَکونُ بهما.» سلامتی و پایداری بدن و همچنین بیماری آن به غذا و نوشیدنی است.

تاثیر تغذیه بر اخلاق و رفتار

خـداوند بین تغذیه کافران و مومنان تفاوت قائل شده است. در مورد کافران میفرماید: «والّذیـن کـفـروا یـتمتعون و یاکلُون کَما تاکُل میخورند. توضیح آنکه حیوانات علف میخورند بیآنکه بدانند از کجا آمده، حلال است یا حرام؟ غصبی است یا مباح؟ کافران نیز غـذا مـی خـورنـد بـی آن کـه بـه رجـس و پـلیـدی و حلال و حرام بودن آن توجه داشته باشند. لذا فرجام مشابهای دارند.

ولی مؤمنان که به تاثیر اخلاقی و معنوی غذا توجه دارند، مقید به رعایت غذای پاکیزه و حـلال مـی بـاشـند. مردی خدمت پیامبر (ص) گفت: دوست دارم دعایم مستجاب شود، حضرت فرمود: «غذای خود را پاکیزه کن و از هر گونه غذای حرام بپرهیز.»

امـام رضـا (ع) فـرمـود: «بـدان کـه نـیـرو و تـوان و روح و روان، تابع مزاج بدنها میباشد.»

مراد از نفوس، روح انسان است که چون مرغی اسیر قفس تن اوست. بـه هـر انـدازه کـه مـزاج و جـسـم او سـالم بـاشـد، روح او نـیـز سـالم و کـامـل تـر خواهد بود. روح سالم در بدن سالم است. رمز سلامتی روح و جسم در یک قیاس منطقی، چنین قابل تبیین است: سلامتی روح، تابع سلامتی تن است، و سلامتی تن تابع غذا و تغذیه سالم، پس سلامتی روح، تابع غذا و تغذیه سالم میباشد.

بـا تـوجـه بـه پـارهای از روایـات آثار برخی غذاها بر اخلاق و رفتار آدمی به قرار زیر است:

- اعتدال در خوردن گوشت موجب خوش اخلاقی، اعتماد به نفس و شجاعت میشود و افراط در آن قساوت قلب میآورد.

- شیر، موجب صبوری، مهربانی، آرامش و… میشود.

- عسل، موجب رشد حافظه، صافی دل و شفا است.

- انـگـور، غـم و انـدوه و افـسـردگـی را بـه شـادابـی تبدیل میکند.

- خرما، موجب صبر و حلم وبردباری میشود.

- زیتون، حافظه را تقویت میکند.

- سیب، موجب تقویت اعصاب و رنگ رخسار میگردد.

- حلیم، نشاط عبادت را افزون میکند.

بـی تـردیـد تـغذیه سالم و منطبق با استانداردهای اسلامی نقشی بسزا در سلامت جسم و روح انسان دارد و او را در طی مسیر تکاملیاش یاری میدهد.

چه غذایی بخوریم؟

عـدهای به رژیم گوشتخواری عقیده دارند، هر چند این رژیم بطور مطلق وجود ندارد ولی طرفدارانی دارد.

عدهای بر گیاه خواری پای میفشرند و معتقدند انسان گیاه خوار آفریده شده است.

گـروهـی نـیـز بـه رژیـم مـیـوه خـواری تـاکـیـدمـی ورزنـد، بـا ایـن اسـتدلال که ساختار دستگاه گوارش آدمی به هیچ یک از دستگاه گوارش گوشتخواران، گـیـاه خواران و دانه خواران شباهت ندارد، انسانها نه خام خوارند و نه نشخوار کننده و نه دارای چینهدان، پس به ناچار میوه خوارند!

ولی در آمـوزه هـای دیـنی هیچ یک از این نظریات به تنهایی پذیرفته نیست. اسلام بر اسـاس نـیـاز انـسـان و بـا تـوجـه بـه مـحـیـط، سـن، شـغـل و… بـرای سـبـد غـذایـی او برنامه داده و با تعیین ملاکها استفاده از همه گروههای غـذایـی را بـا اولویـت دادن به برخی گروههای غذایی توصیه کرده است. چه آن دسته غـذاهـایـی کـه پـس از آفـریـنـش، طبیعی و دست نخورده وارد بدن میشوند. مانند میوهها، سـبـزی هـا و چـه فـراورده هـای غـذایـی کـه بـا دست بشر تغییراتی پیدا کردهاند. مانند غذاهای گوشتی، لبنیات، پخت غذاها.

مـلاک در اسـتـفـاده از مـواد غـذایـی مـطـابـق
آمـوزه هـای دیـنـی، غـذای طـیـب، حـلال و حـسـن در مـقـابـل غـذای رجـس و خـبـیـث، حـرام و سـوء دسـتـگـاه گـوارش هـمـاهـنـگـی کـامـل دارد، اطـلاق مـی شـود. لقـمـه پـاکـیـزه که وارد دهان می
شود، تحت اراده خداوند، با اعـمـال هـضـم و جـذب تـرشـحـات دهـان و مـعـده بـه مـواد لازم و مـورد نـیـاز بـدن تـبـدیـل مـی گردد. طیّب یعنی سازگار، موافق، نیکو، شایسته و لذت بخش که در قرآن کریم به جز غذای حلال در مورد همسر خوب، زمین پاک، سخن شایسته، فرزند صالح، زندگی پاکیزه و شجره طیبه به کار رفته است.

غـذای حـلال غـذای پـاک تـشـریـعـی اسـت کـه خـداونـد آنـچـه را بـه مـصـلحـت انـسـان دیـده حـلال کـرده کـه بـا دسـتـگـاه هـاضـمـه هـمـاهـنـگ و مـتـعـادل اسـت. وقـتـی انـسـان غـذای حـلال را بـا نـام خـدا آغاز و با شکر الهی به پایان میبرد، یقینا آن غذا موجب سلامتی، شادابی و شفابخشی او خواهد شد. غالباً واژه حلال و طیب چون ایمان و عمل صالح با هم ذکر شدهاند.

غـذای حـسـن، برتر از غذای طیّب و حلال است. خداوند از برخی غذاها مانند: انگور، شیر، عسل و… به وصف حسن یاد کرده و غذای شهیدان را غذای حسن دانسته است.

در مـقـابـل غـذاهـای طـیـب، حلال و حسن، غذاهای رجس و خبیث، حرام و سوء قرار گرفته که بـرای انـسـان ضرر و مفسده دارد. نه تنها سلامتی او را به خطر انداخته در خلق و خوی و ایمان او اثر منفی میگذارد.

در قرآن به خوردن غذای طیب و حلال سفارش شده و از غذاهای حرام و خبیث منع شده است:

یسئلونک ماذا اُحِلَّ لَهُم قل اُحِلَّ لکم الطیّبات.

از تـو (ای پـیـامـبـر) مـی پـرسـنـد چـه چـیـز بـرای آنـان حلال است؟ بگو: غذاهای پاکیزه برای شما حلال است.

سـلولهای اعضا و جوارح، مانند مغز، قلب، کلیه، شش، دست و پا، چشم، گوش، مـو، نـاخـن، پـوسـت و… هـر کـدام نـیازمند غذای خاص خود است که تامین اینها از یک گروه غذایی مشکل است.

آنـان کـه خـود را از بـرخـی غـذاهـا مـحـروم مـی کـنـنـد، هـمـیـشـه بـیـمـارنـد، چـون به نیاز سـلول هـای بـدن پـاسـخ نـمـی دهند. پیامبر (ص) فرمود: «اثنان علیلان، صحیح محتم و عـلیـل مـخلط؛ دو کس همیشه بیمارند، انسان تندرستی که رژیم میگیرد و از برخی غذاها پرهیز دارد و انسان بیماری که همه چیز میخورد.»

قـرآن انـسـانـهـایـی را کـه بـرخـی غـذاهـا را بر خود حرام میکنند، سرزنش میکند و میفـرمـایـد: «قـل مـن حـرم زیـنه الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق. (اعراف: ۳۲) بگو: چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگان خود آفریده، و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟!»

در آیـه دیـگـر مـی فـرمـایـد: «یـا ایـهـا الذیـن آمـنـوا لا تـحـرمـوا طـیـبـات مـا احـل الله لکـم؛ (مـائده: ۸۷)ای مـومـنـان! غـذاهـای پـاکـیـزه را کـه خـداونـد بـرای شـمـا حلال کرده، حرام نکنید.»

*کارشناس تغذیهمنابع در دفتر نشریه موجود است

https://mail.shoma-weekly.ir/KKQNCj